1- موسسه آموزش عالی رشدیه،تبریز،ایران. 2- موسسه آموزش عالی رشدیه،تبریز،ایران.،
چکیده: (108 مشاهده)
نافرمانی مدنی بهعنوان یکی از ابزارهای مقاومت در برابر بیعدالتی و قوانین ناعادلانه، از دیرباز در تاریخ فلسفه و حقوق مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تحلیل مفهومی و بررسی مشروعیت نافرمانی مدنی در نظامهای حقوقی مدرن، به بررسی دیدگاههای مختلف فلسفی و حقوقی در این زمینه میپردازد. با توجه به افزایش اعتراضات اجتماعی و جنبشهای مدنی در سراسر جهان، بازاندیشی در مفهوم حق بر مقاومت و ارزیابی جایگاه آن در فلسفه حقوق، امری ضروری به نظر میرسد. این مطالعه به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. ابتدا به بررسی تاریخی و فلسفی نافرمانی مدنی از نظریات کلاسیک مانند جان لاک، روسو و هابز تا دیدگاههای معاصر پرداخته و سپس رابطه بین نافرمانی مدنی و عدالت اجتماعی و حقوق بشر تحلیل میشود. مطالعه نشان میدهد که نافرمانی مدنی همواره نقش مهمی در به چالش کشیدن نظامهای حقوقی ناعادلانه و دفاع از حقوق انسانی ایفا کرده است. در نظامهای دموکراتیک، مشروعیت نافرمانی مدنی تا حد زیادی پذیرفته شده است، بهویژه هنگامی که نافرمانی به دنبال اصلاح قوانین ناعادلانه باشد. از سوی دیگر، در نظامهای استبدادی، نافرمانی مدنی غالباً با سرکوب شدید مواجه شده است، اما همچنان بهعنوان یک ابزار کلیدی برای مبارزه با بیعدالتی باقی مانده است. این پژوهش نشان میدهد که نافرمانی مدنی، با وجود چالشها و محدودیتها، میتواند بهعنوان یکی از حقوق مشروع فردی در برابر قوانین ناعادلانه تلقی شود. از منظر فلسفه حقوق، نافرمانی مدنی نهتنها یک عمل قانونی یا اخلاقی، بلکه یک حق انسانی برای مقاومت در برابر بیعدالتی است. درنتیجه، برای حفظ عدالت اجتماعی و دفاع از حقوق بشر، نافرمانی مدنی باید در چارچوبهای قانونی مورد بازنگری و حمایت قرار گیرد.
Zamaneh Ghadim N, Abbaspour jalali A. The Right to Resistance: Rethinking the Concept of Civil Disobedience and Its Legitimacy in the Context of the
Philosophy of Law. Journal title 2025; 1 (1) :1-22 URL: http://philosophylawjournal.ir/article-1-43-fa.html
زمانه قدیم نوید، عباسپور جلالی آرام. حق بر مقاومت: بازاندیشی در مفهوم نافرمانی مدنی و مشروعیت آن در بستر فلسفه حقوق. عنوان نشریه. 1404; 1 (1) :1-22