دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشکده علامه طباطبایی، تهران، ایران.
چکیده: (349 مشاهده)
اخلاق متعارف اخلاقی است که مختص یک گروه و یا یک جامعه ی خاص بوده و از فرهنگ و جامعه ای به فرهنگ و جامعه ای دیگر، حاوی احکام و فرامین متفاوت است. از اینرو، در سپهر اخلاق پژوهی آن را اخلاقی نسبی باورانه میدانند. در این مقاله پرسش اصلی این است که آیا قانونگذار میتواند وفق این اخلاق، الزام و اجباری بیرونی ایجاد کند و نگاهی جانبدارانه نسبت به این اخلاق در رویه های خود داشته باشد یا خیر. در پاسخ به این پرسش میتوان بر اساس نگرش باورمندان به این خوانش از اخلاق و تعاریفی که از آن شده، به مواردی اشاره کرد که با نقد این اخلاق و برکشیدنِ سویه های اخلاق ستیز/ اخلاق سوزِ آن، همچون استبداد اکثریت، نفی حقوق اقلیت، تحدید و تهدید حریم خصوصی و ...، اساساً نباید چنین قرائتی از اخلاق در جامعه الزامی و اجباری شود. در این مقاله میکوشیم سویه های اخلاق ستیز/ اخلاق سوزِ خوانش اخلاق متعارف را برجسته کنیم و ادلهای به سودِ امتناع اجبار بیرونی چنین اخلاقی به دست دهیم.