دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشکده علامه طباطبایی، تهران، ایران.
چکیده: (648 مشاهده)
اخلاق متعارف اخلاقی است که مختص یک گروه و یا یک جامعه خاص بوده و از فرهنگ و جامعهای به فرهنگ و جامعهای دیگر، حاوی احکام و فرامین متفاوت است. ازاینرو، در سپهر اخلاقپژوهی آن را اخلاقی نسبیباورانه میدانند. در این مقاله پرسش اصلی این است که آیا قانونگذار میتواند وفق این اخلاق، الزام و اجباری بیرونی ایجاد کند و نگاهی جانبدارانه نسبت به این اخلاق در رویههای خود داشته باشد یا خیر. در پاسخ به این پرسش میتوان براساس نگرش باورمندان به این خوانش از اخلاق و تعاریفی که از آن شده، به مواردی اشاره کرد که با نقد این اخلاق و برکشیدنِ سویههای اخلاقستیز/ اخلاقسوزِ آن، همچون استبداد اکثریت، نفی حقوق اقلیت، تحدید و تهدید حریم خصوصی و ...، اساساً نباید چنین قرائتی از اخلاق در جامعه الزامی و اجباری شود. در این مقاله میکوشیم سویههای اخلاقستیز/ اخلاقسوزِ خوانش اخلاق متعارف را برجسته کنیم و ادلهای به سودِ امتناع اجبار بیرونی چنین اخلاقی به دست دهیم.